آذربایجان در بامداد تاریخ
آذربایجان در بامداد تاریخ
سرزمينهای شمال باختری ايران در زمان پيش از تشکيل دولتهای نيرومند، (سدهی پنجم پيش از ميلاد) ماد نام داشته است. نخستين تمدن بزرگی که در اين سرزمين شناخته شده، تمدن مانناست. اقوام ساکن اين سرزمين و به ويژه مادها که بعدها به اينجا وارد شدند، وارث تمدن ماننا بودند. با تمدن ماننا بود که اين سرزمين و مردمش، نخستين پايههای زندگی اجتماعی و سياسی را بنا نهادند. وقتی مادها تقريباً در آغاز هزارهی نخست پيش از ميلاد به شمال باختری ايران رسيدند، با مردمان آنجا آميخته و از ميراث فرهنگ و تمدن آنان بهره بردند.
بدين ترتيب مادها تأثيری عميق بر فرهنگ و هستی
اينجا نهادند؛ به گونهای که حتی نام آنان بر اين مرز و بوم قرار گرفت.
مادها هنگامی که در اين سرزمين جای گرفتند، هنوز نيمه صحرا گرد بودند. در نقشهای
آشوری، آنان را با موهای کوتاه (که آن را با نوار سرخی بستهاند) و با ريش پيچيده
و تابدار کوتاه نقش کردهاند. روی پيراهنشان يک نيم تنه پوست گوسفند بود که برای
ره سپردن در زمستان دشوار فلات به آن نياز داشتند. آنها هم چنين پای افزارهای
بلند برای گذشتن از برف داشتند. سلاح آنها تنها نيزهی بلند و سر پناهشان سپرهای
سبد بافتهی چهار گوش بود.
نام مادها نخستين بار در سالنامههای آشوری به ميان آمده است و
آن زمانی بود که در سال 836 پ.م شلمانصر سوم از پادشاهان پارسوا (غرب درياچهی
اورميه) باج گرفته و به سرزمين ماد رسيد.
به هر حال نام مادها بر اين سرزمين سايه افکند. سرزمين ماد از ارس در شمال تا کوه
الوند در جنوب امتداد داشته است. از شرق تا قزل اوزن و از غرب تا نواحی پست درياچهی
اورميه گسترده بود.
ماد در بزرگترين گستردگیاش شامل سه بخش میشد:
1.ماد اول (هگمتانه)
2. ماد دوم (ری)
3. ماد سوم (جلگههای گود درياچهی اورميه).
بخش شمال باختری ماد يا همان ماد سوم، آتورپاتگان نام داشت. اين نام از کلمهی
مادی آتروپاتنون گرفته شده است. اين که معنای آتورپاتگان چيست و از کجا اين واژه
بر اين سرزمين قرار گرفته، مورد مناقشه است.
به طور کلی بيشتر نظر صاحب نظران بر محور
سه نظريه است:
1- برخی بر آنند که نام آتورپاتگان دارای منشاء ترکی است. محمد حسين بن خلف تبريزی
در کتاب برهان قاطع بر اين نکته تأکيد دارد. اين نظر بيشتر از طرف نويسندگان
آذربايجانی به ويژه جمهوری آذربايجان مورد پشتيبانی بوده و برای اثبات اين مسأله
دلايل مختلف ذکر کردهاند.
2- عدهی بيشتری از نويسندگان به ويژه دانشمندان ايرانی- يونانی، رومی و اروپايي
بر آناند که نام آتورپاتگان از نام آتورپات يا آتروپات حاکم اين سرزمين در زمان
حملهی اسکندر مقدونی گرفته شده است. آتورپات در زمان پادشاهی داريوش سوم آخرين پادشاه
هخامنشی، ساتراپ يا خشترپاون ماد بود. در قدیمیترین منابع یونانی، نام آذربایجان
به گونهی «آتروپاتنون» آمده است.
3- عده ای از نویسندگان برآنند که این نام با آتش ارتباط دارد.
نام آذربايجان در زبانهای مختلف به صورتهای زير آمده است:
در زبان پارسی باستان: آذرباداکان- آذربادکان- آذرپادکان- آدربايدژان- آذربايقان-
آذربادگان- آدذربايژان.
در زبان پهلوی: آتون پادکان.
در زبان ارمنی باستان: آته پاتاقان- آتاراپاتاقان- آتر پايجان- آتربادژاتس ارکير.
در زبان يونانی باستان: آتروپاتن- آتروپاتنه.
در زبان يونانی بيزانس: آذربيگانون- آذربايگانون.
در زبان گرجی: آدار باداقان.
در زبان سريانی: آذربايغان.
در زبان عربی: آذربيجان- اذربيجان.
هنگامی که اسکندر مقدونی در آسيا ظاهر شد، با امپراتوری سست پيکر هخامنشی رو به رو
شد. داريوش سوم قصد داشت تا از قلمرو خود پاسداری کند. او فرماندهی سواران پيش
قراول اکتشافی را به آتورپات سپرد. در جنگ بزرگ گوئوگامل (نزديک موصل کنونی- اول
اکتبر 331 پ.م) آتورپات فرمانده هنگ مادیها بود. آلبانها، ساکئينها و کادوسيان
يعنی اقوام ساکن آن سوی رود ارس نيز زير فرمان آتورپات بودند. با شکست داريوش سوم،
آتورپات به حضور اسکندر رسيد ولی از مقامش بر کنار شد. اسکندر شخصی به نام اکسودات
را (که داريوش او را زندانی کرده بود) ساتراپ ماد کرد.
آتورپات که فرمانروايي خود را از دست داده بود، تصميم گرفت به فاتحان نزديک شود.
او دخترش را به عقد پرديکاس فرمانده سواران اسکندر درآورد و از اين راه جايگاه خود
را محکم کرد. اکسودات نيز انتظارات اسکندر را برآورده نکرد و در سال 328پ.م برکنار
و آتورپات دوباره بر ماد حاکم شد.
او تا 324پ.م که اسکندر از لشکرکشی بزرگ با هند باز میگشت، فرصت داشت تا موقعيت گذشته را باز يابد. به زودی اسکندر به ماد رفت و از دشتهای مشهور نيسه که چراگاه 50 هزار اسبان پادشاهی ايران بودند، بازديد کرد. اين نشانهی موفقيت آتورپات بود. اسکندر مراسم بزرگ ازدواج مقدونيان را با پارسيان در شوش برگزار کرد. او خود با دو شاهزاده خانم پارسی ازدواج کرد. آتورپات در اين مراسم شرکت داشت. او در رديف اشراف حاکم بر آسيا پذيرفته شد و در اولين رديف نمايندگان نظام جديد قرار گرفت. حتی زمانی که اسکندر به اکباتان رفت تا خوش بگذراند، آتورپات، گروهی متشکل از صد سوارکار زن را در پيشگاه او به نمايش گذارد. به گفتهی آريان مورخ جنگهای اسکندر، اين زنان به لباس سوارکاران مرد پوشيده بودند، با اين تفاوت که به جای نيزه تبرزين و به جای سپر سنگين، سپر سبک داشتند.
در تابستان 324پ.م کسی به نام برياکس بر ضد مقدونيان شوريد و خود را پادشاه پارس و
ماد ناميد. آتورپات با استفاده از نيروی مادی او را شکست داده و اسير تحويل
مقدونيان داد. آنان نيز او را در پاسارگاد کشتند. در 323پ.م اسکندر در بابل در
گذشت. او قبل از مرگ، پرديکاس را به عنوان نايب السلطنه تعيين کرده و انگشتری خود
را به وی سپرد. مجلس مشاورهای از سرداران تشکيل شد و تمامی ساتراپها به استثنای
آتورپات و اکسيارت (پدر زن اسکندر) از حکمرانی بر کنار شدند. تصميم گرفته شد که
ماد بزرگ يا سفلی به مردی از تبار يونانی واگذار شود لذا پيتونی مقدونی پسر
کراتوس، ساتراپ ماد بزرگ شد و ماد کوچک همچنان در دست آتورپات باقی ماند.
در سال 331 پ.م پرديکاس که با بطلميوس حاکم مصر اختلاف پيدا کرده بود، طی يک
لشکرکشی به دست سربازانش کشته شد. سرداران دوباره در تری پاراديس گرد آمده و به
تقسيم مجدد استانها پرداختند. سيطرهی پيتونی بر ماد تا دروازههای خزر تأييد شد
ولی در عمل کسی به قلمرو آتورپات دست دراز نکرد. ماد کوچک نخستين کشور شرقی بود که
استقلال خويش را باز يافت. درايت شخصی آتورپات، موقعيت جغرافيايي و هم چنين نيروی
نظامی قدرتمند قفقازی از عوامل اين مسأله بود.
از پايان کار آتورپات آگاهی نداريم ولی در زمان سلوکيان پوليبی مورخ يونانی، در
سالهای 20 سدهی پ.م از «ارتابزن» شاه آتورپاتگان نام میبرد که سرزمينهای زيادی
را نه تنها در جنوب بلکه شمال ارس نيز در دست داشت. برابر گزارش پوليبی، قلمرو او
از دريای خزر تا ارمنستان و ايبريا گسترده بود. بدين ترتيب نام آتورپات ماندگار شد
و جانشينان او به گسترش قلمرو پرداختند. پايتخت تابستانی آتورپاتگان شهر کازاکا
(کانزاک) و پايتخت زمستانی آن فراسپ (تخت سليمان کنونی) بود.
اگه انتقادی پیشنهادی دارید حتما با من به اشتراک بگذارید. "ضمنا از انتخاب شما مفتخرم"